انتقال رسمی مال تاجر از طریق وکالتنامه در دوران توقف
انتقال مال تاجر از طریق وکالتنامه اعطایی از سوی تاجر به بستانکار در دوران توقف از مصادیق تأدیه بدهی محسوب گردیده و معتبر نیست.
تاریخ رای نهایی: 1393/11/12 شماره رای نهایی: 9309972130601446
رای بدوی
با التفات به کلیه اوراق پرونده و رسیدگیهای بهعمل آمده دعوی اقامه شده وکیل خواهان مبنی بر ابطال سند قطعی شماره 114168 مور خ 25/10/1385 دفترخانه شماره ... ورامین موضوع یکباب مغازه جزء پلاک ثبتی شماره 717 و 729 واقع در بخش نه تهران مآلاً به جهت آتیالذ کر غیروارد و به عقیده این محکمه متکی به ادله قا نونی نمیباشد زیر ا
اولاً مسئولیت تاجر ورشکسته از دخالت در امور مالی در دوران توقف امری است استثنائی که به حکم قانون میباشد که باید به استثناء اکتفا کرد.
ثانیاً موارد بطلان و بلااثر بودن اعمال حقوقی تاجر ورشکسته در دوران توقف منحصر به موارد سهگانه مندرج در ماده 423 قانون تجارت میباشد.
ثالثاً مفاد ماده 557 قانون استنادی ناظر به معاملات موضوع مواد 551 الی 556 قانون تجارت بوده و نمیتوان مفاد این ماده را مکمل ماده 423 همان قانون دانست چون قانونگذار حکم معاملات بعد از توقف تاجر ورشکسته را در ماده 423 قانون مورد بحث بیان داشته و منطقی نیست در چند ماده بعد از فسخ ماده 557 قانون تذکاریه ماده قبل را فسخ کرده و کلیه معاملات تاجر را باطل بداند.
را بعاً مفاد رأی و حدت رویه شماره 561 مورخ 28/3/1370 ناظر بر صدور حکم از محکمه علیه تاجر ورشکسته است و اصولاً از دعوی طرح شد ه خروج موضوعی دارد.
خامساً : بند سوم ماده 423 که مستند دعوی قرارگرفته ناظر به معاملاتی که تاجر ورشکسته را در دوران توقف مقید مینماید که این امر میبایستی ملازمه با ورود ضرر به سایر دیان را دا شته با شد مانند عقود رهن و وثیقه که برای شخص ثالث در دوران توقف حق عین بر اموال تاجر ورشکسته ایجاد مینماید در حالیکه موضوع دعوی طرح شده انجام چنین معاملاتی نیست از اینرو مبرهن است که موارد سهگانه مندرج در ماده 423 قانون تجارت صرفاً معاملاتی را باطل و بلااثر دانسته که تاجر ورشکسته در دوران توقف انجام داده که بایستی ملازمه با ورود ضرر به دیان را داشته باشد و سایر معاملات بنا بر اصل صحت معتبر دانسته است به عبارت دیگر اصل این است که معاملات تاجر پس از توقف صحیح است مگر در موارد سهگانه مندرج در ماده 423 قانون استنادی که چون موضوع دعوی طرح شده با هیچیک از شقوق ماده 423 انطباق ندارد دادگاه دعوی مطروحه را بر مبنای آن جهاتی که فوقاً قلم گرفته شد متکی به دلیل ندانسته و با اختیارات حاصله از مواد مندرج در متن به بطلان آن انشاء حکم مینماید معالوصف اعلام میدارد حکم اصداری حضوری و ظرف مدت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم محترم تجدیدنظر مرکز استان میباشد.
رئیس شعبه 26 دادگاه عمومی حقوقی تهران - امیدواری
رای دادگاه تجدید نظر
شرکت الف.(در حال تصفیه) با مدیریت آقای م.ب. و با وکالت خانم ف.س. و آقای م.الف. به طرفیت مؤسسه مالی و اعتباری ب. با وکالت آقای ر.ب. نسبت به دادنامه شماره 150 مورخ 31/2/1393 شعبه 26 دادگاه عمومی حقوقی تهران تجدیدنظرخواهی کرده است. بر اساس دادنامه یادشده در مورد دعوای شرکت تجدیدنظرخواه با خواسته ابطال سند رسمی شماره 114168 مورخ 25/10/1385 دفتر اسناد رسمی شماره ... حوزه ثبتی ورامین اجمالاً با این استدلال که اصولاً ممنوعیت تاجر ورشکسته از دخالت در امور مالی در دوران توقف امری است استثنایی که به حکم قانون میباشد که باید به استثناء اکتفا کرد. ثانیاً موارد بطلان و بلااثر بودن اعمال حقوقی تاجر ورشکسته در دوران توقف منحصر به موارد سهگانه مندرج در ماده 423 قانون تجارت میباشد. ثالثاً بند سوم ماده 423 قانون تجارت که مستند دعوا قرار گرفته ناظر به معاملاتی که تاجر ورشکسته را در دوران توقف مقیدمینماید که این امر میبایستی ملازمه با ورود ضرر به سایر دیان را داشته باشد مانند عقد و رهن و وثیقه که برای شخص ثالث در دوران توقف حق عینی بر اموال تاجر ورشکسته ایجاد مینماید در حالیکه موضوع دعوای طرح شده انجام چنین معاملاتی نیست بنابراین دعوا را وارد ندانسته و حکم به بطلان آن صادر گردیده است. دادگاه با بررسی محتویات و مستندات پرونده و مطالعه لوایح ابرازی از ناحیه طرفین نظر به اینکه برابر نامه شماره 93860 مورخ 15/5/91 مؤسسه مالی و اعتباری ب. و نامه شماره 2501/4/1677 مورخ 8/7/83 سرپرست مدیریت امور حقوقی مؤسسه مالی و اعتباری ب. و سایر اسناد و مدارک موجود در پرونده تجدیدنظرخوانده در قبال اعطاء چند فقره تشهیلات از طریق شعبه میرداماد، به شرکت تجدیدنظرخواه وکالتنامه رسمی شماره 2830 مورخ 13/4/87 دفتر اسناد رسمی شماره ... حوزه ثبتی تهران مبنی بر اعطاء اختیار انجام هرگونه معامله اعم از قطعی و .... نسبت به پلاک ثبتی 729/717 بخش 9 پامنار و پلاکهای یک و دو فرعی از هفتصد و بیست و نه به مؤسسه مالی و اعتباری ب. تنظیم گردیده است. نظر به اینکه شرکت تجدیدنظرخواه به علت مشکلات مالی در پرداخت اقساط تسهیلات اخذ شده تأخیر میکند و تجدیدنظرخوانده برای استیفاء طلب خود با استفاده از وکالتنامه موصوف اقدام به انتقال سند رسمی و قطعی غیرمنقول ملک موردترافع (به موجب سند رسمی شماره 114165 مورخ 25/10/85 دفتر اسناد رسمی شماره ... حوزه ثبتی ورامین) به نام خود کرده است و با توجه به اینکه تجدیدنظرخوانده دلیلی که نشان دهد ملک موصوف در راستای رابطه حقوقی دیگری غیر از اعطاء تسهیلات بانکی به تجدیدنظرخواه به بانک منتقل گردیده ارائه نداده است. نظر به اینکه به موجب دادنامه شماره 819 مورخ 25/4/92 شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی تربت حیدریه حکم به اعلان ورشکستگی شرکت تجدیدنظرخواه صادر و حکم مذکور قطعیت یافته است. نظر به اینکه برابر بند 2 ماده 423 قانون تجارت پس از تاریخ توقف، تأدیه هر قرض اعم از حال یا مؤجل به هر وسیلهای که به عمل آمده باشد باطل و بلااثر خواهد بود با توجه به اینکه تصاحب اموال تاجر با استفاده از وکالتنامه موصوف که هنگام اعطاءتسهیلات از شرکت تجدیدنظرخواه اخذ شده نیز نوعی تأدیه بدهی محسوب میشود. (وحدت ملاک رأی وحدت رویه شماره 561 مورخ 28/3/80 هیأت عمومی دیوانعالیکشور) نظر به اینکه سند رسمی موضوع دعوا پس از تاریخ توقف تنظیم گردیده است. بنابراین معامله مذکور از نفوذ حقوقی برخوردار نبوده و محکوم به بطلان است. بنا به مراتب مذکور تجدیدنظرخواهی وارد تشخیص داده میشود و به تجویز ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته نقض میگردد. آنگاه به استناد ماده 198 و 519 و 423 قانون تجارت و رأی وحدت رویه شماره 561 مورخ 28/3/1380 هیأت عمومی دیوانعالیکشور حکم به ابطال سند رسمی شماره 114165 مورخ 25/10/85 دفتر اسناد رسمی شماره ... حوزه ثبتی ورامین و محکومیت تجدیدنظر خوانده به پرداخت خسارت دادرسی در حق شرکت تجدیدنظرخواه صادر میگردد. این رأی قطعی است.
رئیس شعبه 61 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار دادگاه
نورزاد - لاریمی
http://irsherkat.blogfa.com
هوالوکیل ...